محمد قنبرى
361
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
شده است و براى علاج آنها دستور داده شده و تمام اخلاق حسنه ، مورد امر است و براى تحصيل آنها نيز دستور رسيده است . « 1 » توجّه به اصل تدريج در تربيت اخلاقى اصل تدريج در نظام تكوين و تشريع ، اصلى پذيرفته شده است . اخلاق آدمى كه از آن مىتوان به سيماى باطن ياد كرد ، بخشى از نظام تكوين است كه براى تحوّل و تغيير ، نيازمند زمان است . از اين رو ، همان گونه كه تحوّل فطرت پاك انسانى در اثر ارتكاب جرائم مختلف و پى در پى به نهادى درنده خو ، طبعاً محكوم قانون تدريج و زمان بَر است ، اصلاح و پيراسته ساختن نفس آدمى از صفات زشت و ناروا نيز به زمان نياز دارد و طبعاً محكوم قانون تدريج است و به اين جهت ، پديده « طفره » در نظام اخلاقى ، مردود است . توجّه به اصل تدريج در تربيت اخلاقى ، زمانى اهميّت خود را باز مىيابد كه توجّه داشته باشيم كه تحوّل اخلاقى ، دشوار و بس پيچيده است ؛ چنان كه از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود : ازالة الجبال أهون من ازالة قلب عن موضعه . « 2 » از جا كندن كوهها آسانتر از آن است كه قلبى را از جاى آن ( اخلاق ثابتش ) جابه جا كنند . حضرت امام رحمه الله در اين كتاب ، به مناسبتهاى مختلف ، بر توجّه به اصل تدريج در تربيت اخلاقى ؛ تأكيد كرده است . ايشان دربارهء كيفيت تلقين ياد خدا در دل ، چنين آورده است : . . . آيات توحيد و اذكار شريفه توحيد و تنزيه را با حضور قلب و حال طهارت ، تلقين قلب كند ؛ به اين معنا كه قلب را چون طفلى فرض كند كه زبان ندارد و مىخواهد او را به زبان آورد . « 3 »
--> ( 1 ) . همان ، ص 379 - 380 . ( 2 ) . بحارالأنوار ، محمد باقر المجلسى ، ج 78 ، ص 239 . ( 3 ) . شرح حديث جنود عقل و جهل ، ص 106 .